تبلیغات
دفترخانه اسناد رسمی شماره 2مراغه(افق سردفتری) - دل نوشته - به احترام و به یاد سهراب سپهری شاعر و نقاش بزرگ معاصر

دل نوشته - به احترام و به یاد سهراب سپهری شاعر و نقاش بزرگ معاصر

نویسنده :هادی عطاریفر
تاریخ:دوشنبه 2 اردیبهشت 1392-02:49 ب.ظ





قطار عمر در تونل زندگی  آرام آرام در حال خزیدن است...مقصد نامعلوم   افق ناپیدا!

صدای چرخهای قطار با هلهله وجیغ و فریاد مسافرینی که پشت پنجره های نمناک و کدر آن ایستاده اند بسیار رمزآلود ،شگفت انگیز وبهت آور به گوش می رسد.

شب از نیمه گذشته و از کاروان صبح خبری نیست!!

اسب خیال در فراسوی دوردستهای گذرگاه زندگی ، بانگ جاودانگی سرداده و با سرعتی سرسام آور می تازد تا شاید زودتر از همه به سپیده دمان برسد.

صبوی جسم رنجور و خسته....   جای داده در درون آشفته   .....قطار عمر واسب خیال وآرزوهای نهفته ...... و او بی من در انتظار شکستن..... 

آری....این کهنه صبو شکستنی ست.....

می هستی...می بودن ...، بعد از این جام ترک خورده  و لبریز وگسسته....

در کدامین سرزمین ...جاری شود.

--------------------------------------------------------------------------------------

سردفتری از آن شغلهای سخت و زیان آور و ناشناخته از حیث زیان آوری است از جمله اینکه برای اجرای پروژه ثبت آنی تهیه سخت افزار بعهده سردفتر آموزش کارکنان یا اخراج کارکنان غیر دیجیتالی بعهده سردفتر بهای اوراق بهادار از جیب سردفتر میلیونها تخلف انتظامی به گرده سردفتر و. آواره و تنها در موج تورم   آقا یا خانم سردفتر چون تک درختی در مرغزار      ....وتهیه نرم افزار کاملا استاندارد و وی پی ان باسرعت   با بودجه دولتی بعهده ثبت.بگذریم می خواستم بگم برای عبور از خود در اینجا منظورم عبور از هول ولای دوران گذر به ثبت انی بهترین راه پناه بردن به شعر و نثر انهم از نوع نیمایی و سپهری است البته خروجی ان از ذهن یک سردفتر خسته و درمانده و تنها در دفاع از سند رسمی (مظهر مدرنیته) در قبال هجمه سند عادی (نماد سنت و بی قانونی ) می شود متن بالا  بدون شناسه و بدون رمز تصدیق آزاد و رها فقط در فضای مجازی و امان و صد امان از فضای حقیقی .

و اما به یاد سهراب :آرامگاه او در صحن امامزاده سلطان علی، روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان است. بر سنگ قبر او نوشته اند:

... به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من ...

نشانی

-خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت
نرسید به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور و از او می پرسی
خانه دوست کجاست.













Admin Logo
themebox Logo