تبلیغات
دفترخانه اسناد رسمی شماره 2مراغه(افق سردفتری) - آرزوهای یک سردفتر

آرزوهای یک سردفتر

نویسنده :هادی عطاریفر
تاریخ:شنبه 16 فروردین 1393-12:31 ق.ظ

آیا روزی فرا می رسد که سردفتران با هم متحد شوند ؟


آیا روزی فرا می رسد که حقوق دولتی تجمیع شده وفقط یک نوع وجه دولتی در دفاتر اسناد رسمی اخذ شود ؟


آیا روزی فرا می رسد که حق التحریر سردفتران بطور سالیانه و با افزایش تورم افزایش یابد ؟


آیا روزی فرا می رسد که فرشته آرامش بر دوش سردفتر نشسته ودیو استرس از دفترخانه برون رود ؟


و آرزوی آنی : آیا دفاتر ثبت سند سردفتری در فروردین ماه  امسال حذف می شود ؟


------------------------------------------------------------
قطعه شعری در باب آرزو
در شهر زشت ما،

این‌جا که فکر کوته و دیواره ی بلند،

افکنده سایه بر سر و بر سرنوشت ما،

من سال‌های سال،

در حسرت شنیدن یک نغمه‌ی نشاط،

در آرزوی دیدن یک شاخسار سبز،

یک چشمه، یک درخت،

یک باغ پرشکوفه، یک آسمان صاف،

در دود و خاک و آجر و آهن دویده‌‌‌ام

فریدون مشیری

بیوگرافی شاعر از ویکی پدیا :

Biography

Fereydoon Moshiri was born in Tehran to a family known for their legacy of poetry. His school years were divided between Tehran and Mashhad where his father held administrative posts.

With the outbreak of the World War II the family moved to Tehran and the young Moshiri continued his education at Dar ol-Fonoon and then in Adib High School. Throughout these years his first poems appeared in progressive journals such as Iran-e-Ma. This was the beginning of a career in literary journalism that continued for more than thirty years. In 1946 Moshiri joined the Iranian Department of Telecommunication where he served till retirement. In 1954 Moshiri married Eghbal Akhavan-Zanjani, then an art student at Tehran University. Their daughter and son, Bahar and Babak, became architects.









Admin Logo
themebox Logo