تبلیغات
دفترخانه اسناد رسمی شماره 2مراغه(افق سردفتری) - دراستقبال ابان 2 :مطلبی در باب توجه به هویت صنفی --و یک قطعه شعر

دراستقبال ابان 2 :مطلبی در باب توجه به هویت صنفی --و یک قطعه شعر

نویسنده :هادی عطاریفر
تاریخ:جمعه 19 مهر 1392-11:02 ب.ظ

هویت صنفی طلبه

 طلبه دارای یک هویت و خود فردی و نیز دارای یک هویت و خود صنفی است؛  یعنی یک شخصیت حقیقیِ فردی و یک شخصیت حقوقی و صنفی دارد. به همین جهت همان‌گونه که موظف به خودشناسی، خودآگاهی و خودسازی فردی است موظف به خودشناسی، خودآگاهی و خودسازی صنفی است. همان گونه که به عنوان یک انسان باید از ظرفیت‌ها، دارایی‌ها، فرصت‌ها، نیازها، استعدادها، بایسته‌ها، وظایف و کاستی‌های خود اطلاع داشته باشد به عنوان یک طلبه ـ یعنی به عنوان یکی از اعضای این گروه همکار ـ باید تصورات خود را از ظرفیت‌ها، دارایی‌ ها، فرصت‌ها، نیازها، استعدادها، بایسته‌ها، وظایف و کاستی‌های حوزه و روحانیت اصلاح کند و به خودسازی صنفی بپردازد یعنی خود را برای انجام وظیفه در این صنف اجتماعی آماده سازد. همان گونه که به عنوان یک انسان به موفقیت و کمال انسانی خود می‌ اندیشد به عنوان یک طلبه باید به موفقیت و کمال صنفی خود نیز توجه داشته باشد. بدین ترتیب باید دو آرمان را به موازات هم دنبال کند؛ آرمان فردی و آرمان صنفی

منبع :محمد عالم‌زاده نوریhttp://motaleat.tahzib-howzeh.com/index.aspx?siteid=294&pageid=14816


پشت دریاها Beyond the Seasشعری از سهراب سپهری 

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب.

دور خواهم شد از این خاک غریب

كه در آن هیچ‌كسی نیست كه در بیشه ی عشق

قهرمانان را بیدار كند.

قایق از تور تهی

و دل از آرزوی مروارید،

همچنان خواهم راند.

نه به آبی‌ها دل خواهم بست

نه به دریا-پریانی كه سر از آب به در می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان.

همچنان خواهم راند. همچنان خواهم خواند:

"دور باید شد، دور."

مرد آن شهر اساطیر نداشت.

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه ی انگور نبود.

هیچ آیینه ی تالاری، سرخوشی ها را تكرار نكرد.

چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود.

دور باید شد، دور.

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره‌هاست."

همچنان خواهم خواند. 

همچنان خواهم راند.

پشت دریاها شهری است

كه در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است.

بام‌ها جای كبوترهایی است كه به فواره ی هوش بشری می‌نگرند.

دست هر كودک ده ساله ی شهر، خانه معرفتی است.

مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند

كه به یک شعله، به یک خواب لطیف.

خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود

و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد.

پشت دریاها شهری است

كه در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحرخیزان است.

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند.

پشت دریاها شهری است!

قایقی باید ساخت.  


....................................................................................................................

شعر پشت دریاها بدون شک یکی از شاهکار های استاد سهراب سپهری می باشد. در زیر می توانید ترجمه این شعر زیبا را به زبان انگلیسی بخوانید.


Beyond the Seas

I will build a boat

And cast it in water

I will sail away from this strange land

Where there is no one to awaken the heroes

In the glade of love

A boat void of nets

And a heart with no desire for pearls

I will keep sailing

Neither will I lose heart to the blues

,Nor to the mermaids

Emerging out of water to cast the charms of their locks

Upon the glowing solitude of the fishermen

.I will keep sailing

:I will keep chanting

.One should sail away and away

Men of that town had no myths

.Woman of that town were not as full as a bunch of grapes

No hall mirrors reflected joys

No puddles reflected a torch

One should sail away and away

Night has chanted its song

It is now the windows turn

I will keep chanting

I will keep sailing

Beyond the seas there is a town

Where windows are open to manifestation

The rooftops are inhabited by pigeons

Gazing at the Jets of Human Intelligence

Every ten-year-old child holds a Bough of knowledge

The townsfolk gaze at a brick row

As if at a flame, or at a delicate dream

The earth can hear the music of your feelings

The fluttering wings of mythical birds are audible in the wind

Beyond the seas there is a town

Where the Sun is as big as the eyes of early-risers

Poets are the inheritors of water, wisdom, and light

Beyond the seas there is a town

One should build a boat

http://delgosha20.blogfa.com/post/11:منبع :








Admin Logo
themebox Logo